تحقیر ملی پیامد خطرناک ادامه فیلترینگ است

تحقیر ملی پیامد خطرناک ادامه فیلترینگ است کمک وب: در حالیکه رفع فیلترینگ بازهم به صورت یک وعده باقیمانده است، ادامه محدودیت های لایتناهی اینترنت، نبض زندگی روزمره، کار و آموزش میلیونها کاربر ایرانی را به چالش کشیده و خسارات جبران ناپذیری را وارد کرده است.



تینا مزدکی_برای شهروند ایرانی، اینترنت دیگر فقط یک ابزار مخابراتی یا ویترینی برای تماشای جهان نیست؛ حال دیگر راهی برای گذران زندگی است؛ مکانی است که در آن کار می کند، آموزش می بیند و با جهان ارتباط می گیرد. اما این مکان مدتی است که با دیوارهایی بلند «فیلترینگ» محصور شده است. در صورتیکه برخی مسؤلان از تریبون های رسمی، فیلترینگ پلت فرم های بین المللی را پاسخی به دغدغه های امنیتی می دانند، صفحه های اجتماعی آنها در همین پلت فرم های فیلترشده، بازهم فعال است.
این تضاد میان گفتار و عمل همراه با ادامه فیلترینگ، زندگی روزمره خیلی از کاربران را تحت تأثیر قرار داده است. در خبرآنلاین با «امید جهانشاهی» پژوهشگر مطالعات رسانه و ارتباطات به گفت وگو پرداختیم تا این مسئله را بررسی نماییم که چگونه رفع فیلترینگ در کشور ما به یک مسئله غیرقابل حل، بدل شده است. مشروح این گفتگو را در ادامه می خوانید:
ما همیشه به اصطلاح «در این گذرگاه حساس کنونی» هستیم
این پژوهشگر در جواب این پرسش که با وجود وعده های فراوان، چرا رفع فیلترینگ در کشور اجرائی نمی شود، توضیح داد: «اگر پیش از این اعتراضات و حوادث اخیر این سوال را می پرسیدید هم پاسخ این سوال دشوار بود که واقعاً چقدر افراد و نهادهای انتخابی و انتصابی و چقدر قدرت های رسمی و غیر رسمی در این امر دخیل و موثر هستند حالا که با این شرایط و وضعیت اخیر که طبعاً صدای مدافعان فیلترینگ بواسطه مسایل امنیتی در حاکمیت بیشتر هم شده است.»
او در ادامه با تکیه بر اینکه ریشه ی رو آوردن به فیلترینگ و تکیه کردن به فیلترینگ، غلبه نگاه امنیتی است، توضیح داد: «غلبه نگاه امنیتی است که ما همیشه به اصطلاح «در این گذرگاه حساس کنونی» هستیم و به همین علت باید با حذف و برخورد امنیتی «از این گردنه هم ان شا ا... عبور کنیم»؛ یعنی مسئله فیلترینگ بالاتر از اراده رئیس جمهور به اجرای وعده است. این مسئله هم ساختاری است و هم ریشه در نوع نگاهی دارد که به هر حال در سیاست گذاری ها غالب است. بطورمثال اگر توسعه ایران اولویت بود و مسئله اصلی بود، آن وقت این فیلترینگ گسترده انجام نمی شد. چون اینترنت زیرساخت توسعه است. چون اعتماد لازمه حرکت طبقه متوسط و بخش خصوصی است.»
«ما امروز با نارضایتی ناشی از حس تحقیر مواجه هستیم»
او همین طور در جواب این پرسش که فیلترینگ چقدر به نارضایتی ها دامن زده است، اظهار داشت: «البته خیلی زیاد؛ معمولا وقتی از نارضایتی سخن گفته می شود، مشکلات اقتصادی و تورم و گرانی به ذهن متبادر می شود اما مسئله اصلی حس تحقیری است که فیلترینگ تحمیل می کند بخصوص برای جوانان که مدام کشور خودشان را با بقیه و کشورهای منطقه از این جهت و از جهت صنعت و فناوری و توسعه مقایسه می کنند. ما امروز با نارضایتی ناشی از حس خطرناک تحقیر مواجه هستیم بخصوص برای جوانان. فیلترینگ موقتی در بحران ها و یا فیلترینگ برای مواردی خاص قابل درک است اما فیلترینگ دائمی تنها القا کننده حس تحقیر است، آن هم به جامعه ای که مدام خودش را با پیشرفت های ترکیه و قطر و امارات مقایسه می کند.»
به گفته این پژوهشگر همچنین، این که مسؤلان کشور خود در توییتر و اینستاگرام حساب رسمی و فعال دارند در صورتیکه دم از عدم امنیت این پلت فرم ها میزنند، تضادی است که تحمیل کننده حس تحقیر است. و این حس تحقیر است که موجب عصیان می شود. عصیان مقابل همه آن چه جوان تصور می کند که به شکلی در تحقیر کردن او سهیم است. او در این زمینه توضیح داد: «این حس خیلی بد است چون تبعات بدی بر ارزش های دینی و ملی و مسایل هویتی دارد. حاکمیت باید به این جمع بندی برسد که فیلترینگ آن اهدافی که مد نظر بوده را محقق نکرده است. فیلترینگ برای این بود که مردم بجای پیامرسان های خارجی از داخلی ها بهره گیرند. شما می بینید که بر اساس گزارش اخیر ایسپا تلگرام بازهم با اختلاف فراوانی از پیامرسان های داخلی در صدر است.»
او اضافه کرد: «فیلترینگ در عمل نشان داده کارآیی ندارد، نمی تواند جلوی آن چه نمی پسندیم را بگیرد. راهکار در اولویت دادن به مسئله توسعه است. برداشتن گامهای جدی برای رفع تحریمها که مهم ترین مانع توسعه کشور هستند و دیدن توسعه صنعت و صادرات است که دلها را گرم می کند و به اصطلاح نگاه ها را به درون متمرکز می کند و هیچ رسانه ای نمی تواند امید به آینده را مخدوش کند. چون جامعه در عمل و واقعاً عوامل موثر بر ساختن آینده مطلوب را می بیند. کارامدی را حس می کند و می بیند. اما فیلترینگ نمی تواند کاری کند چون فیلترشکن ها فراوان هستند.»
«سواد اینترنت»، معادل سواد زندگی!
جهانشاهی در ادامه در جواب این پرسش که با وجود اجبار به استفاده از فیلترشکن ها برای رفع بدیهی ترین نیازهی روزمره آیا میتوان گفت، فیلترینگ «قانون گریزی» را به یک هنجار تبدیل نموده است، اظهار داشت: «بله چونکه جامعه، امروز اینترنت را به چشم یک تکنولوژی و بستر رسانه ای و امثال آن نمی بیند. اینترنت را ابزار زندگی می بیند. حتی بالاتر از آن، اینترنت به نوعی، محل زندگی است. بی جهت نیست که «سواد اینترنت» را معادل سواد زندگی دانسته اند. امروز زندگی بدون خدمات دیجیتال در حوزه های اداری و آموزشی و مالی و غیرو امکان ندارد. به همین دلیل بخش قابل توجهی از جامعه قانون گریزی را مشروع و موجه می دانند چون اینترنت را حق طبیعی می دانند. و این فرم مشروع مقاومت روزمره بر نحوه نگاه و مواجهه مردم و به ویژه جوان ترها بر ارزش هایی تاثیر می گذارد که از تریبون های رسمی تبلیغ می شوند.»
او بر این باور است که فیلترینگ از هر جهت، ضرر و خسارت بوده است. همین طور بطور موثر مانعی برای دسترسی عموم به رسانه های اجتماعی ایجاد نکرده است اما بسترساز بی اعتمادی شده است، حس قانون گریزی را موجه کرده و موجب نارضایتی شده است. به لحاظ اقتصادی هم، سالانه هزاران میلیارد تومان بابت تهیه فیلترشکن ها از کشور خارج می شود. ضمن این که توسعه فناوری های ماهواره ای امکان فیلترینگ را بلاموضوع خواهند کرد.
او همین طور در جواب این پرسش که آیا در دورانی که فیلترینگ کارکرد فنی خودرا از دست داده، ابزارهای مدرنی برای حکمرانی رسانه ای وجود ندارد که بجای مسدودسازی، بر پایه سواد رسانه ای و تعامل با پلت فرم های بین المللی بنا شده باشد، توضیح داد: «امروز ما در شرایطی هستیم که فیلترینگ، دیگر یک سیاست نیست بلکه نشانه ناکارآمدی در نحوه حکمرانی رسانه ای است. تهدیدهایی وجود دارد که باید برایشان چاره ای اندیشید، اما راه مواجهه با انها فیلترینگ نیست، چون تجربه نشان داده که هم کارکردی ندارد و هم اساساً راهکار منسوخی است. برای مواجهه با تهدیدهای رسانه ای که هست، باید از تجربه دیگر کشورها بهره برد. بیشتر رسانه های بزرگ نباید دولتی و وابسته به حکومت باشند بلکه باید صدای گروههای مختلف اجتماعی سیاسی باشند و آنها را نمایندگی کنند و بتوانند گفتگوی جمعی را برای توسعه ایران شکل دهند.»
جهانشاهی در آخر اظهار داشت: «به جای فیلترینگ کامل پلت فرم ها، آنها را تا حدی که امکان دارد پاسخگو کنند یعنی قانونی و دارای نماینده کنند. این البته مستلزم قدرت نرم کشور هم است. باید از پلت فرم های داخلی حمایت شود. یکی از موانع رشد پلت فرم ها و پیامرسان های داخلی این فضای دو قطبی حاکم و این فضای بی اعتمادی سیاسی حاکم است. داخلی ها با بوجودآوردن مزیت های رقابتی می توانند بهتر از این ها رشد کنند؛ به عنوان مثال تعرفه ترافیک کمتر. به هر حال پلت فرم های داخلی باید مزیت رقابتی ایجاد کنند. باید نظامی از تنظیم گری و مقررات گذاری در اینترنت ایجاد شود که همه ذینفعان در آن درگیر باشند. بجای منطق انسداد و فیلترینگ که ریشه در فرهنگی دارد که اسمش را نگاه امنیتی می گذارند، باید به یک تنظیم گری هوشمند اینترنت رسید که مسدودسازی محدود و موجه و ناظر بر رفتار مجرمانه را قانونی می داند و نه مسدود سازی دائمی و کلی همه پلت فرم ها. این موارد البته معجزه نمی کند و نقصان هایی هم دارند و کارامدی صد درصد ندارند اما به نسبت مناسبند چون مثل فیلترینگ موجب شکاف مردم و حاکمیت نمی شوند. اینها در تجربه کشورهای مختلف هست. اما مسئله اینجاست که پیاده سازی آنها مستلزم بازبینی و اصلاح همان رویکرد و نگاه امنیتی است.»

منبع:

1404/12/08
12:42:23
5.0 / 5
4
تگهای خبر: آنلاین , امنیت , اینترنت , اینستاگرام
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
X
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان کمک وب در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب کمک وب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۲ بعلاوه ۴
دیدنی های کمک وب

چالشی های کمک وب

تازه های کمک وب

komakweb.ir - حقوق مادی و معنوی سایت كمك وب محفوظ است

كمك وب

کمک به شما در حوزه فناوری اطلاعات
کمک وب، با ارائه خدمات پشتیبانی و آموزش های کاربردی، شما را در استفاده از فناوری اطلاعات یاری می کند.