یادداشت میهمان؛

از رنجی كه از شبكه ملی اطلاعات می بریم

از رنجی كه از شبكه ملی اطلاعات می بریم كمك وب: كارشناس اندیشكده سایبری دفتر بررسی های راهبردی مجمع تشخیص مصلحت معتقد می باشد كه در سال های اخیر، جز بخش هایی از گام نخست، هیچ اقدامی برای ظهور واقعی شبكه ملی اطلاعات به وقوع نپیوسته است.



به گزارش كمك وب به نقل از مهر، محمدعلی شاكری دانشجوی دكتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع) و كارشناس مسئول اندیشكده سایبری دفتر بررسی های راهبردی دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام، در یادداشتی تحلیلی، یادداشت امیر ناظمی معاون وزیر ارتباطات با عنوان «از شبكه ملی اطلاعات كه حرف می زنیم از چه حرف می زنیم؟» را، مورد نقد و بررسی قرار داده است.
متن این یادداشت به این شرح است: جلال آل احمد در كتاب «از رنجی كه می بریم»، از استثمار جامعه آن روز ایران توسط استبداد حاكم و استعمار خارجی می گوید؛ اما ضمناً در جای جای این اثرش نیز همانند آثار دیگر، بیشتر از همه از همان خودی هایی می نالد كه چون زور بازوی استبداد و استعمار، چشم شان را پر كرده، اندك گرمای آغوش سرد دشمن را به رنج مبارزه ترجیح می دهند و با منت، به سربازهای ساده دشمن تبدیل می شوند كه می توانند بی محابا هركسی را سردسته معترضین قلمداد كرده و به جوخه اعدام بسپارند! در این میان، آن هایی كه هیكل ورزیده تر و گردن افراشته تر دارند، بیشتر توجه این دادرس ها را به خود جلب می كنند.
داستان «شبكه ملی اطلاعات» در دو دهه گذشته، داستان رنجی نیست كه می بریم. این شبكه كه این روزها ۲۱ سال از نخستین تجربه به كارگیری نامش در سیاست های كلان نظام می گذرد، دستمایه تحلیل های مختلفی از پشت چشم اندازهای متعددتری شده است كه گاه هیچ قرابتی با مفاهیم بنیادین آن ندارند؛ اما این هم آن رنجی نیست كه می بریم. بلكه باز هم از همان داستان تكراری فرار خودی ها به آغوش سرد دشمن و سربازی در سربازخانه های آنها و از همه دردناك تر، واسطه گری ایشان برای اعدام خودی هاست كه رنج می بریم.
آقای مهندس امیر ناظمی، معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات و رئیس سازمان فناوری اطلاعات ایران، اخیراً در یادداشتی با عنوان «از شبكه ملی اطلاعات كه حرف می زنیم، از چه حرف می زنیم؟» اهتمام كرده تا توصیفی از آن چه در «وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات» و «سازمان فناوری اطلاعات ایران» بعنوان «شبكه ملی اطلاعات» فهم می شود را به زبان ساده بیان كند تا مشكل به كار گیری واژه ای یكسان برای مفاهیم مختلف، حل شود. هرچند در این میان، حجم بالایی از دو دهه مطالبه شبكه ملی اطلاعات را به «سخنرانی های پرشور سیاسی» و «نطق های غیرفنی» محدود كرده و شبكه مطالبه شده را نیز به «وِردی كه می خوانند بدون آنكه معنایش را بدانند ولی امیدوارند تاثیرش را بگذارد» تشبیه كرده است.
مهندس ناظمی در این نوشتار، ابتدا اینترنت را «جامعه ای شبكه ای» خوانده اند كه در آن، بازیگران مختلف و ذی نفعان متفاوت به صورت شبكه ای و به دور از تسلط یك یا چند بازیگر می توانند در منافع و ساخت آن مشاركت بورزند. سپس شبكه ملی اطلاعات را فقط و فقط «مكمل اینترنت» دانسته است كه در عین حال، تسهیل دسترسی مردم به اینترنت را فراهم می آورد و در همان حال تلاش دارد تا از وابستگی به دیگران یا یك بازیگر خاص به دور باشد و از اقدامات یك سویه یك بازیگر مقابل سایر بازیگران ممانعت می كند. این مهم از نظر ایشان با طرح مفهوم جدیدی از «استقلال» حاصل می شود.
تعریف ناظمی از استقلال، ملهم از تعریف استقلال در مفاهیم تجارت جهانی است. در این تعریف، استقلال تابعی است از «میزان تاثیرگذاری و تاثیرپذیری در مقایسه با سایر اعضاء شبكه». بنابراین، اگر كشوری نتواند بر دیگران تاثیری داشته باشد، حالا هر چقدر هم كه تاثیری نپذیرد، آن كشور مستقل نیست، بلكه تنها كشوری منزوی خواهد بود كه البته قدرت هم ندارد! از همین رو، شبكه ملی اطلاعات باید بتواند بجای كاهش تاثیرپذیری، به افزایش تاثیرگذاری كمك نماید و ضمناً به توزیع تاثیرپذیری ها میان بازیگران مختلف نیز منتج شود؛ حال در این راه، حتی به افزایش همزمان تاثیرگذاری و تاثیرپذیری از سایر بازیگران نیز راضی هستیم، تنها به شرط رشد بیشتر تاثیرگذاری.
او برای تحقق این استقلال، سه راهبرد اصلی پیشنهاد می دهد:
۱) افزایش تاثیرگذاری با رشد نرخ شاخص «حجم ترافیك داخلی به حجم ترافیك بین الملل»، آن هم به صورت طبیعی و نه با مداخله و محدودسازی دسترسی كاربران.
۲) تحكیم و تثبیت در شبكه جهانی با عرضه خدمات داخلی و جهانی با میزبانی در داخل كشور، بجای كوشش برای كاهش سهم ترافیك بین الملل.
۳) افزایش توزیع یافتگی تاثیرپذیری با افزایش تنوع در گذرگاه های ورودی، تسهیم حجم ترافیك بین المللی و همین طور عدم وابستگی به سرویس ها و خدمات خاص یك شركت یا كشور.
نقد سه پاراگراف بالا بعنوان چكیده اظهارات مهندس ناظمی درباب شبكه ملی اطلاعات، زحمت زیادی نمی طلبد. اما تك پاراگراف پیش از این اظهارات، یعنی پاراگراف سوم متن است كه به درستی، بیانی از همان رنجی است كه می بریم.
ناظمی اینترنت را كه حكم ستون فقرات بحث ایشان را دارد، «جامعه ای شبكه ای» خوانده است تا بتواند به مخاطب اظهارات خود بقبولاند كه بازیگران مختلف در این جامعه، به مثابه ذی نفعان مختلفی ظاهر شده و به دور از تسلط یك یا چند بازیگر، می توانند در ساخت تا دستیابی به منافع این شبكه بزرگ، مشاركت بورزند.
حال آن كه اینترنت، نه یك شبكه یا یك جامعه شبكه ای، بلكه سامانه ای جهانی از شبكه های كامپیوتری به هم پیوسته، یا به عبارت بهتر، شبكه شبكه هاست كه سه منبع اصلی آن، یعنی «نشانی پروتكل اینترنت»، «سامانه نام دامنه» و «پی بندی و استانداردسازی پروتكل های هسته ای اینترنت»، هرسه در انحصار آمریكا قرار دارد و هیچ گاه به هیچ كشوری اجازه مشاركت در آنها داده نشده است.
آخرین تلاش های بین المللی برای مشاركت جهانی در این سه منبع اصلی فضای مجازی، مربوط به اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی در سال ۲۰۰۵ در تونس بود. در این اجلاس تلاش شد تا سه منبع مذكور از انحصار آمریكا و شركت های آمریكایی نظیر آی كان خارج شده و با سازوكار جدیدی شبیه به سازوكار حاكم بر سازمان ملل اداره شود كه با مخالفت قاطع آمریكا روبه رو شده و با استمرار یكه تازی وی در مدیریت این فضا به پایان رسید.
مهندس ناظمی و بطور كلی گروه حاكم بر فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران امروز، برپایه همین استدلال، غایت شبكه ملی اطلاعات را فقط مكمل و تسهیلگر دسترسی به اینترنت می دانند تا از وابستگی به دیگران یا یك بازیگر خاص و اقدامات یكجانبه او به دور باشد. حال آن كه اگر اینترنت را همانطور كه تبیین گشت، شبكه شبكه ها بدانیم كه منابع اصلی آن توزیع نشده و در انحصارند، آن گاه روشن است كه شبكه ای كه تنها تسهیل گر دسترسی به این شبكه جهانی باشد، هیچ گاه نخواهد توانست از وابستگی یا اقدامات یكجانبه یك یا چند بازیگر بكاهد، بلكه كاملاً برعكس، همچون سركنگبینی صفرا زا، با تسهیل دسترسی دوطرفه، بر حجم وابستگی ها و امكان اقدامات یكجانبه نیز خواهد افزود.
اما چارچوب نظری حاكم بر دیدگاه های این گروه صاحب قدرت در كشور، طرح محتوایی تجارت زده از «استقلال» است. می دانیم كه «استقلال» از دوران مبارزه مقابل استعمار تاكنون، شاهد تحولات محتوایی عظیمی بوده است. این واژه در دوران اوج گیری دیدگاه های ضد امپریالیستی و استعماری، به معنای طرد اجنبی، كسب حاكمیت ملی و آزادی به كار می رفت. اما با تحولات جهانی بعدی در عرصه های اقتصاد و تجارت بین الملل، نظیر فروپاشی اتحاد شوروی، اختتام جنگ سرد، وقوع تغییرات اساسی در روابط بین المللی و موقعیت كشورها و جنبش های مردمی، گسترش تولیدات صنعتی، انقلاب اطلاعاتی و ارتباطی، رشد و توسعه بازار آزاد، تخصص و فناوری در رشته های مختلف و موجودیت معادن و مواد خام در كشورهای متعدد، تحولات محتوایی بزرگی نیز در واژه «استقلال» رخ داد و این دفعه با واژه هایی همچون آزادی، دموكراسی، حقوق بشر و نظائر آنها هم سرنوشت شد.
آنچنان كه گفته می شود در جهــان امـروز، استقلال به معنای نوعی از «وابستگی متقابل» مطرح است و با تقویت آگاهی از ارزش ها و منافع مشترك و همكاری بیش تر بین حاكمیت های مستقل، رشد می كند. آنچنان كه متخصصین اقتصاد جهانی، مفهوم استقلال در عصر «جهانی شدن» را جز در سایه نوعی تعامل بین دولت ملی با دیگر دولت ها نمی دانند.
ناظمی با چنین رویكردی، استقلال در فضای مجازی را با استقلال در عرصه تجارت و اقتصاد بین الملل یكی كرده و در تعریفی ملهم از مفاهیم تجارت جهانی، معتقد می باشد این بهبود تراز اثرگذاری و اثرپذیری در شبكه اینترنت است كه به استقلال یك كشور منتج می شود، نه لزوماً كاهش اثرپذیری. بر همین اساس، شبكه ملی اطلاعاتی كه مد نظر ایشان و تیم وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات است، باید بتواند بجای كاهش تاثیرپذیری، به افزایش تاثیرگذاری كمك نماید و ضمناً به توزیع تاثیرپذیری ها میان بازیگران مختلف نیز منجر شود.
این درحالیست كه باتوجه به توضیحات پیشین، روشن است كه هرچند این مفهوم پردازی در شبكه تجارت جهانی كه منابع اصلی آن توزیع شده تر هستند، پاسخگوست، اما درباره اینترنت كه شبكه شبكه هاست و منابع اصلی آن نیز در انحصارند، نه تنها به استقلال منجر نخواهد شد، بلكه هر روز در مسیری برعكس، به وابستگی بیشتر از پیش ما و اعمال استعمار نوینی از جانب صاحبان آن منتج خواهد شد. اغلب راهبردهای پیشنهادی نیز اگر به این پروسه كمك كنند، در همین مسیر رشد استعمارزدگی كشور در فضای مجازی تعریف می شوند.
از همین روست كه در دنیای امروز، اغلب كشورها در مواجهه با فضای مجازی، دغدغه تضعیف حاكمیت ملی خودرا دارند و به دنبال طراحی شیوه هایی برای حفظ آن اند؛ اما بعید است كشوری به بهانه تحول در معنای استقلال، حاكمیت ملی خودرا حتی با مفهومی مثل «وابستگی متقابل» تاخت بزند! به هر حال، استمرار حاكمیت و توان حكمرانی در فضای مجازی، اساساً منوط به اتخاذ نگاهی است كه در آن شبكه ملی اطلاعات، به مثابه «یك قلمرو عمومی» سامان دهی می شود تا در تعاملی محدود و مشخص، همراه با زیرساخت، خدمات و محتوای بومی، با اینترنت جهانی كار كند. الزامات این قلمرو عمومی، توسط مركز ملی فضای مجازی تدوین شده است؛ ضمن آن كه معماری این شبكه نیز در سه گام اولیه «استقلال در ترافیك» با ایجاد و توسعه «نقاط تبادل اطلاعات » بعنوان محل خلق ترافیك اطلاعات، «استقلال در ارائه داده» با استقرار «شبكه تحویل محتوای بومی » و «حمایت از مراكز داده » به وقوع می پیوندد.
این درحالیست كه در سال های اخیر، جز بخش هایی از گام نخست، هیچ اقدامی برای ظهور و بروز واقعی شبكه ملی اطلاعات به وقوع نپیوسته است.
حال رنج واقعی از اینجا ناشی می شود كه گروهی كه امروز با بدفهمی تمام عیار از ساختار و سازوكارهای حاكم بر شبكه و اینترنت، بجای توسعه واقعی شبكه ملی اطلاعات، درحال توسعه زیرساخت های دسترسی هرچه بیشتر به شبكه جهانی اینترنت در سراسر كشور هستند و ضمناً خیلی از منویات مادی و معنوی خودرا در یك قالب جعلی از شبكه ملی اطلاعات پیش برده اند، بیشتر از دو دهه مطالبه شبكه ملی اطلاعات در همه اسناد بالادستی نظام و غیر آنرا «سخنرانی های پرشور سیاسی» و «نطق های غیرفنی» می خوانند و آنرا به «وِردی كه می خوانند بدون آنكه معنایش را بدانند ولی امیدوارند تاثیرش را بگذارد» تشبیه می كنند! این چنین است كه با تجویزهای عجیبی كه قبل از این تبیین گشت، آگاهانه یا ناآگاهانه، خود و كشور را به پناه خیالی آغوش سرد دشمن می اندازند و قشونی از سربازهای پیش گفته را شكل می دهند كه ملتی را به مسلخ می كشاند.


منبع:

1398/07/16
15:22:44
5.0 / 5
18
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۲ بعلاوه ۵
komakweb.ir - حقوق مادی و معنوی سایت كمك وب محفوظ است

كمك وب

کمک به شما در حوزه فناوری اطلاعات